تغییرِ جوهری
همه حرف از تغییر میزنند. از متفکّرانِ نشسته در پشتِ قرونِ پشت قرنها تا فیلسوفانِ لمیده بر هیاهوی سده های جدید، از کتاب خوانانِ بی وقفه تا مردمِ گم شده در گذرِ شلوغِ کوچه و بازار. برای هراکلیتوس همه چیز در جریان وتغییر است از آب تا آتش. ملا صدرا تغییر را امری اساسی در ذاتِ ذرّات میداند. و برای مردمِ کوچه و بازار جلوه های فصول و حرکاتِ روزمره نشان تغییر است. اما بیشتر افراد، هرکدام به طریقی در تلاشِ حفظِ شرایط موجود اند چرا که تغییر را با وجود قاطعیتش، تشویش زا و هراسناک میدانند و در دنیای مباداها غوطه میخورند. در عین حال، آرزومندی شان را و تغییر را در تصویر ای از آیندۀ موهوم ای که در لایه های پر زرق و برق پیچیده شده جستجو میکنند
در میانِ خیلِ رفته و در حالِ رفتن شاید معدود کسانی بوده و هستند که مفهومِ دیگر ای از تغییر را لمس کرده اند. آنانکه چه در نوازش و چه در التهابِ سالیان، به شناختِ این پدیده پرداخته اند با توجه به جزئیاتی که آنها را از خود به بیرون و از بیرون به خود رسانده و میرسانَد: تغییری که جوهری است نه در بندِ زمان است و نه در اسارتِ مکان. و در این شناخت، رمز ای است که جذّابیتِ منطق را نه فقط در استدلال و گفتگوهای طویل بلکه در لحظه ای اشراقی برملا میکند
و ما در تضادِ وهمِ ثَبات و وضوحِ تغییر در ابهامِ آینده ای موهوم ادامه میدهیم
نظر شما چیست؟
اوت ۲۰۲۶