سخن نخستین

پس از لحظه ای سکوت که در آن آرامشِ پُر مهرِ نگرش به درون است، به آنسوی پنجره ام نگاه میکنم که آنچه مرا از سکوت به ابراز میکشد، صدای پرندگانی است که در دیدم نیستند اما صدایشان مرا به حضور با خود، به آن درون ای میبَرَد که لحظه ای پیش در آن بودم. بارها گفته اند که در آغازِ هر پندار گوئی رمزای و راز ای نهفته. انگار پرندگانی نادیده و خوش خوان در خونم نوائی میخوانند که آنرا میشناسم و مرا مشتاق به ابرازِ رمز آلود ای میکشانند. سالها رفته اند، یادها مانده اند اما چه شد که حالا از این راه با تو همنشین میشوم؟ آنهمه روزهای جوانه های نوشتن، آن لحظه های نشستن در سالنهای موسیقی و تآتر و سینما، اوقات گفتگو با فنجان ای یا گیلاسی در دست و کتاب ای زیر بغل، هنرمند آزاد و هنر مسئول و ابهامات، کلاسهای علوم و امتحانات، نقطه های غصه و شرم و جرقه های خوشحالی و خاکسترهای نا امیدی، آنهمه چه شدند که در این مقطع از زیستنم به چنین ابرازی بنشینم که وبسایت اش میگویند. که ویژگی اش را به اسم "فروزنامک" رقم زده ام

در این جُنگ° گسترده ای از آثار هنری شعر و داستان، نمایشنامه و ویدیو ها و گفتگوها بهمراه فهرستی از مقالات علمی ام جمع آوری شده که با خوانندۀ مشتاق در میان گذاشته شود. اما چطور است که در این مقطع این مجموعه را گرد هم آورده ام؟ و این سؤال مرا به رویاروئی با چگونگی خلقت میکِشد. چطور است که هر پدیده ای با وجود اجزای سازنده اش بعبارتی موجود نیست تا باصطلاح در زمان و مکان مشخصی بوجود آید؟ انگار در دنیای ذرّات و انوار، آنچه فضای ماده و انرژی اش میگویند، سازندگی و تخریب در یک فضای پیچیده و پراکنده، فراهم و پریشان برقرار میشود. و در ارتباط با فروز نامک هم چگونگیِ فراهمی اش راز ای است که در نیازِ ذرّاتِ متّصلِ چرخان و هماهنگیِ الوانِ پریشان پنهان است و آشکار فروزشی دارد که شاید با تو به نوسان ای آشنا درآید. شاید

ژوئن ۲۰۲۶