از روزهای رفته و لحظه های مانده
جلد دوم
“قسمت کوتاه ای از شعر بلند”سکوتِ خاک ... صدای منحنی
با نگاهِ
منبسط
از خواب
بیرون ریخته ام
پشتِ چشمانم
از گردشِ
کرات
و انهدامِ
منظومه ها
پُر است
در بیرون
صدای سُم های
اسبِ تنها
که
بی سوار
میرود
مِه را
غلیظ کرده است
“قسمت کوتاه ای از شعر بلند ”سکوتِ گیاه ... پرواز منحنی
من
با تو زیسته ام
در برگ
و خونم
در بادِ پوشپرهایت
سبز است
شب
در دهلیزهای
گیسوانت
گم شده است
و تاریخِ بودنم
از هیچ
تا ابدیتی
سرگردان
از تو
مفهوم است