حباب زیست

خوشه های باد

خورشید را

از صبح

به دشت

بردند

خورشید

از کنار دیوار هم

گذشت

و من

ایستاده بودم


همه جا

ابری است

:تفاوت اینست

این قطرۀ باران

!آن قطرۀ باران


کدام اعتماد

به باد

یا

به ابر؟

گل

تسلیم است

به بوی خود

که تا دور

میرود


ماه

و ابر

و

بوی یاس

که ناگهان

به گُل

نشست

واین

لحظۀ

آرامِ

سیرسیرک

که در سبزِ شب

میپیچد

کدام

تنهائی؟


حبابهای

بی جداره

در گذرِ

آینه ها

نور

میشوند

من

صدای

نسیم را

شنیده ام